ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
393
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 13 غيبت منحصر به زبان نيست بدان كه غيبت كردن منحصر به زبان نيست ، بلكه هر چيزى كه عيب و نقص غير را برساند و آنچه وى را ناخوش آيد بفهماند غيبت است ، خواه به گفتار باشد يا به كردار ، يا تصريح يا كنايه يا اشاره و ايماء ، يا رمز و طعنه زدن ، يا به نوشتن . شكَّى نيست كه غيبت با زبان از آن رو حرام است كه نقص برادرت و چيزى را كه از آشكار شدنش ناراحت مىشود به غير مىفهمانى ، نه از اين رو كه زبان آن را مىفهماند و مىشناساند ، پس هر چه عيب مسلمانى را بفهماند همان حكم را دارد . بنابراين غيبت با اظهار نقص و يا تقليد و شبيه سازى ( محاكاة ) تحقّق پيدا مىكند ، مثل لنگ راه رفتن و تقليد او را در آوردن ، بلكه اين گونه غيبت از غيبت با زبان بدتر است ، زيرا اين كار عيب كسى را واضحتر مىفهماند و نشان مىدهد . و همچنين است اشارهء دست و سر و چشم و ابرو . روايت است كه : « زنى بر عايشه وارد شد ، وقتى بيرون مىرفت عايشه با دست اشاره كرد كه كوتاه است . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : غيبتش كردى » . و با نوشتن ، زيرا قلم يكى از دو زبان است ، و به كنايه ، مثل اينكه بگويد : الحمد للَّه كه خدا ما را به همنشينى ظلمه يا به حب رياست و مال مبتلا نكرد ، يا بگويد : از بىشرمى به خدا پناه مىبريم يا خدا ما را از آن نگاهدارد . و غرض از اينها كنايه به شخصى باشد كه مرتكب اين اعمال شده ، و آن را به صورت دعاء ذكر مىكند . و چه بسا كه آدمى وقتى مىخواهد كسى را غيبت كند ابتدا او را مىستايد ، سپس